این روزا . . . . .

بارها و بارها نوشتم وپاک کردم ، نوشتم اما مطلب رو در سایت قرار ندادم ! حقیقتا نه حسی هست و نه دلی برای بروزرسانی. اما هر بار به خودم نهیب میزنم که این روزا رو باید بنویسی تا بیادت بمونه که چه اوضاعی بود و نمی دونم تا چه زمانی این وضعیت قرار هست ادامه پیدا کنه ……

اوضاع و شرایطی که وجود داره واقعا افتضاح هست به معنای واقعی کلمه ! در این لحظه که می نویسم قیمت هر دلار 11/550 تومن هست ! در عرض چند ماه سرمایه های مردم نابود شد. هر کسی رو از دوست و آشنا که می شناختم بارشون رو بستن و رفتن که رفتن و این بهترین کاری هست که هر ایرانی میتونه برای نجات خود و خانواده اش انجام بده. حال من موندم این ویرانه وطن ……..

درباره سرباز ایرانی

بعد از این همه کشمکش اینور اونور طول دادن دانشگاه بلاخره مجبور شدم به خدمت رفتن تن بدم و هیچ راهی بجز رفتن برام نمونده طبق چیزی که در برگه سبز نوشته تاریخ 1 / 6 / 92 باید اعزام بشم. خیلی رفتم دنبال امریه قول هایی دادن اما خودم بهشون امیدی ندارم ولی دعا می کنم که سر قولشون بمونن و بیفتم شهر خودم تا این دو سال لعنتی از عمر رو بگذرونم بعدش هم ببینم چی میشه . . . . . . . 15 روز قبل از اعزام رفتم کپی برگه سفیدم رو از پلیس +10 گرفتم که خدا رو شکر افتادم نیروی زمینی سپاه و باید در آموزشگاه شهدای کرمانشاه دوران آموزشی رو بگذرونم. دوره آموزشی 193 با تمام خوبی و بدی هاش به پایان رسید برگه های معرفی به یگان رو که دادن خیلی ها ناراحت ، خیلی ها خوشحال و بعضی ها هم بیخیال بودن. منم که خدا رو شکر افتادم شهر خودم و تا 30 / 7 / 92 باید خودم رو به یگان معرفی کنم. بعد از اینکه سر تاریخ مقرر خودم رو به یگان معرفی کردم چند روزی همینطور الکی میومدم پادگان چون کارهای تقسیم توسط نیرو انسانی به سرعت انجام نمیشد و بلاخره بعد از گذشت 4 روز تقسیم ها انجام شد و من رفتم سر رده خدمتی.
این نوشته در نوشته های روزانه ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به این روزا . . . . .

  1. بالالایکا می‌گوید:

    سلام رفیق قدیمی … رفیق سالهای دور … خوشحالم که صحیح و سالمی سرباز وطن .
    تو موندی و پایگاه رو حفظ کردی ، ما رفتیم‌و دل و قلبمون رو اونجا جا گذاشتیم …
    به امید اینکه یه روزی به وطن برگردیم ، روزی که با افتخار سرمون رو بالا بگیریم و بگیم از جزیره کیش تا دریای خزر مال ایران بوده و هست و خواهد بود …

    • سرباز ایرانی می‌گوید:

      سلام و سلام و سلام
      واقعا خوشحالم که اینجا حضور دارید ، برام واقعا جای تعجب داره که این سرزمین نفرین شده چقدر خاکش دامن گیر هست و هر کسی که مهاجرت کرده حداقل از افرادی که می شناسم همیشه قسمتی بزرگ از قلبش رو به سرزمین اختصاص داده . شما برای من همیشه عزیز و قابل احترام هستید و هر زمان که در جهنم ایران کار داشتید می تونید روی من حساب کنید . به امید آبادی وطن . . . . . .

  2. Reza می‌گوید:

    سلام…وقتتون بخیر.
    من سرباز آموزشی هستم …امروز حسابی حالم بد بود که رفتم بیمارستان….بیمارستان بهم ۴۸ ساعت استراحت داد.
    رفتم دژبانی موضوع رو گفتم…گفتند نیازی نیست به فرماتدتون اعلام کنی….بعد ۴۸ ساعت که اومدی نامه استراحتت رو بیار….
    حالا سوالم اینه ممکنه مشکلی برام پیش بیاد.
    نامه استراحت رو بیمارستان سپاه تایید کرده.

    • سرباز ایرانی می‌گوید:

      سلام ، تشکر
      دوست عزیز دوره آموزشی طوری هست که اونقدر سربازها میپیچونن و از هر طریقی میخوان از زیر فشار بیرون برن ، که اگر واقعا شما مریض هم باشی کسی باور نمی کنه ! اگر بجای آموزشی در یگان خدمتی بودید این مهم مشکلی ایجاد نمی کرد ، ولی در این دوره خیلی شدید سخت میگیرن ، ما داشتیم در دوره آموزشی طرف گلاب به روتون اسهال خونی گرفت ، و خود پزشک پادگان و بیمارستان براش 20 روز استراحت مطلق نوشتن ، اما چون داخل دوره آموزشی بود اگر از استراحت استفاده میکرد می بایست مجددا آموزشی رو انجام بده ، در نتیجه داخل همون پادگان در بهداری یجوری مداواش کردن و با رو زدن امام جماعت پادگان به فرمانده تازه باهاش موافقت کردن که بخاطر شرایطش ایرادی نداره که داخل کلاس ها شرکت نکنه و در بهداری استراحت کنه تا بهبودیش رو بدست بیاره . در نهایت این مورد شما خیلی به فرماندتون بستگی داره که چطور با این قضیه کنار بیاد ، اگر دیدید مشکلی ایجاد کرد حتما برید طرف عقیدتی مشکلتون رو مطرح کنید براتون حلش می کنه .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.