جواب خانوم ” ف . س ” مخففش می کنم به (فدایی سرباز :دی)

یکی از دوستام 19 ام اعزام شد اهواز نیرو انتظامی. میخواستم ببینم میان دوره چند روزه کلا؟؟ چه وقت بهشون اجازه میدن تماس تلفنی داشته باشن؟

کسایی که زودتر رفته بودن اموزشی 28 تا 5 فروردین اگه اشتباه نکنم بهشون مرخصی دادن. امکانش هست به اموزشی های جدید هم مرخصی بدن؟؟ یعنی نوبتی هست یا مثلا شانسیه به اینا نمیخوره؟

اینکه میگی طول دوره اموزشی 60 روز هست. یعنی 19 اسفند که رفتن دقیقا دیگه 19 اردیبهشت خونست؟؟ بیشتر یا کمتر نمیشه؟؟

یه وقت فکر نکنی دوست پسرمه یا مثلا خیلی نگرانشما :دی: دی هی هرچی گفتم کره خر بشین درس بخون نرو دفترچه پر کن به هوای معافی و پارتی… اخر رفت تو پاچش :دی البته واسه پسرای بد اخلاق و تخس لازمه یه مدت از یکی تو سری بخورن یه خورده ادم شن. ولی در کل سختیش فقط مال خودشون نیست که هی من باید برم عکساشو نیگا کنم زنگ بزنم گوشیش مطمین شم خاموشه. ساعت 4 صبح از خواب پریدم نمیدونم چرا دیگه خوابم نبرد اومدم ببینم دوره اموزشی چجوریه یه خورده دلم اروم بگیره. حالا خود خرش خیلی هم بهش خوش میگزره باور کن :دی

مرسی بابت چیزایی که نوشتی. ایشالا زودتر بگزره . ببخشید وقتتو گرفتم دلم پر بود یکم کسی نبود باهاش صحبت کنم. البته کسی هم درک نمیکنه وضعیتمو  بابام که اگه بفهمه میگه خاک تو سرت پسر قحط بودی با اینی که میخواد بره سربازی دوست شدی؟؟ دوستام هم که همه میگن بی خیال چی کارته؟ تو که تعهد نداری بهش قیدشو بزن. ولی راستش چون داداش خودم وقتی سرباز بود خیلی بهش سخت گذشت اصلا دلم نیومد ولش کنم. گفتم حداقل بزار تو این دوران اموزشی فکرش از بابت مسایل عاطفی راحت باشه. یه چیز خوب باشه بهش فکر کنه مثلا من :دی یه وقت هم فکر نکنید مثلا دوستش دارما… فقط میخوام کار خیر انجام بدم. به خودشم گفتما :دی

جواب کامنت در ادامه مطلب :

به سلامتـی سـربازی که ۵۵ دقیقه وایسـاد تو صف تلفـن که ۳ دقیقــه با عشقـش حـرف بـزنه ولـی چـیــزی کـه شنـیـد (مشترک مورد نظر در حال مکالمه میباشد)

دوست نداشتم الان ازین ناگفته هام حرفی بزنم تا بعد خدمت اما دیگه واجب شد که در جواب این کامنت بطور خلاصه یه اعترافاتی کنم :

قبل اینکه برم خدمت چند تا رفیق داشتم که مدام میگفتن نرو و حالا چه عجله ای هست درس رو ادامه میدی تا مقاطع بالاتر تا بعد هم خدا کریمه ، خانواده هم که مادر راضی نبود و اونم میگفت بزار تا آینده شاید خرید و فروش شد خدمت که البته همین هم شد ، اما خودم میخواستم برم و خیلی سریع شرش رو کم کنم از سرم و دفترچه پست کردم البته قبلش با چند تا از آشناها هماهنگ کردم که بعد آموزشی بیفتم شهر خودم که خدا رو شکر همین هم شد .

دوره آموزشی 60 روز هست اما معمولا حدود 3 یا 4 روز قبل نیروها رو ترخیص میکنند البته گاهی وقتا هم 60 روز کامل نگهشون میدارن.

اما در رابطه با دوره طلایی متاسفانه به سربازهای نیروی انتظامی میان دوره نمیدن و ازشون در پلیس راهور یا یگان امداد اینجور جاها استفاده می کنند در تعطیلات نوروزی !

اما ادامه ی مطلب : توی آموزشی ما برای تماس گرفتن محدودیتی نداشتیم و چیزی که اونجا زیاد بود تلفن کارتی اما خودم هفته ای یکبار بیشتر با خونه تماس نمی گرفتم ، هفته اول با دوست دخترم که تماس گرفتم جواب داد و هیجان زده ، هفته بعد جواب داد و یخورده سرد ، هفته بعدش اصلا جوابم رو نداد ، و هفته چهارم کلا گوشیش خاموش بودخنده

خدایی خیلی حالم گرفته شد اما هرطور بود باهاش کنار اومدم، گذاشتم پای رسم روزگار و بی معرفتی خلاصه یجوری خودمو راضی کردم. اما بعد از آموزشی و تقسیمات که افتادیم شهر خودمون از اونجا که تایم اداری هستیم و چون افسر حساب میشیم موهامون بلند هست و کسی باهامون زیاد کاری نداره لباس های سربازی رو که عوض میکنیم بهمون اصلا نمیاد که سرباز باشیم ! به همین خاطر ما به هر کی شماره دادیم و دوست شدیم تا بهش میگفتیم سرباز هستیم بعضی ها یا بطور علنی همون موقعه می گفتن ما بدرد هم نمیخوریم چون تو سرباز هستی ، یا مدل دیگه بعد از گذشت یکی دو روز یه بهونه الکی میاوردن و میرفتن خلاصه خیری ازین سرباز ما ندیدیم دختر خوب ! و به هر کی شماره دادیم زد تو برجکمون.

اما معتقدم دوست دختر داشتن توی سربازی هم خوبه هم بد که خدمتت عرض می کنم :

زمانی که آدم دوست دختر داشته باشه میتونه اون بار روانی که روی مخش هست رو از طریق درد دل کردن و حرف زدن تخلیه کنه و یخورده راحت بشه و این خیلی خوبه اما جنبه منفیش اینجاست که متاسفانه بعضی ها بی تابی میکنن برای دیدن یارشون و چه بسا قید خدمت رو بزنن یا بطور خیلی زیاد غیبت کنن نمونه عرض می کنم :

یه سرباز توی پادگان بود بچه تهران بود اما خدمتش اهواز ! یه دوست دختر داشت سمت شمال این هر وقت میرفت مرخصی یه 20 روز هم غیبت میکرد و از اونجایی که موقیعت دوست دخترش خیلی ردیف بود خیلی از اوقات خونه یارش بود !

و بجای 21 ماه خدمت بایستی نزدیک به 27 ماه میموند بخاطر غیبت هاش البته این آخری ها خیلی آشفته بود و میگفت که دوستش ظاهرا حامله شده و نمیدونست چکار کنه و به کی پناه ببره L خودش اهواز دوستش شمال . . . . . .

همین الان هم که دارم ازش مینویسم برام ناراحت کننده هست اما خب چاره ای نیست و خود کرده را تدبیر نیست . . . .

و توصیه آخر :

خدا وکیلی یه سرباز هم آدم هست آخه این چه رسمشه که چون طرف رفت سرباز برای حفظ خاک میهنش ! شما سریع قیدش رو بزنی و بری با یکی دیگه خیلی ستمه مردانه !!! شاید هیچ تعهدی نداشته باشید اما اون عهد دوستی که باهم بستین بالاتر از همه تعهدات هست.

* به سلامتی سربازی که لب مرز روو برجک داشت عکس عشقش و نگاه میکرد یهو دید ؛عشقش با مخاطب خاص جدیدش میخوان قاچاقی از مرز رد بشن ،…….اونم امون نداد زد جفتشونو جنازه کرد سربازیه شوخی که نیس یه خطا انجام بدی اضاف خدمت میخوری والااااا.

 

درباره سرباز ایرانی

بعد از این همه کشمکش اینور اونور طول دادن دانشگاه بلاخره مجبور شدم به خدمت رفتن تن بدم و هیچ راهی بجز رفتن برام نمونده طبق چیزی که در برگه سبز نوشته تاریخ 1 / 6 / 92 باید اعزام بشم. خیلی رفتم دنبال امریه قول هایی دادن اما خودم بهشون امیدی ندارم ولی دعا می کنم که سر قولشون بمونن و بیفتم شهر خودم تا این دو سال لعنتی از عمر رو بگذرونم بعدش هم ببینم چی میشه . . . . . . . 15 روز قبل از اعزام رفتم کپی برگه سفیدم رو از پلیس +10 گرفتم که خدا رو شکر افتادم نیروی زمینی سپاه و باید در آموزشگاه شهدای کرمانشاه دوران آموزشی رو بگذرونم. دوره آموزشی 193 با تمام خوبی و بدی هاش به پایان رسید برگه های معرفی به یگان رو که دادن خیلی ها ناراحت ، خیلی ها خوشحال و بعضی ها هم بیخیال بودن. منم که خدا رو شکر افتادم شهر خودم و تا 30 / 7 / 92 باید خودم رو به یگان معرفی کنم. بعد از اینکه سر تاریخ مقرر خودم رو به یگان معرفی کردم چند روزی همینطور الکی میومدم پادگان چون کارهای تقسیم توسط نیرو انسانی به سرعت انجام نمیشد و بلاخره بعد از گذشت 4 روز تقسیم ها انجام شد و من رفتم سر رده خدمتی.
این نوشته در نوشته های دوران خدمت یگان ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.