توصیه هایی قبل از رفتن به دوره آموزشی خدمت

میخواستم شروع کنم به نوشتن خاطرات اما گفتم اول این توصیه ها رو به دوستانی که تازه میخوان برن آموزشی کنم بعد روزنوشت ها رو بنویسم :
توی دوره آموزشی طبق معمول اگر سخت بگیرید سخت می گذره ، پس خودتون رو بزنید به بی خیالی. منکه خودم حقیقتا توی آموزشی یه اوسکل به تمام عیار بودم ! :)) نه درس می خوندم ، نه رژه رفتم ، نه در تاکتیک حرفی برای گفتن داشتم و باقی مسائل در آخر تازه یه درجه تشویقی هم بهم دادن . . . .
* روزه اولی که میرید زیادی حرف بیخود میزنن و خصوصا تهدید برای تجدید دوره اما باید بگم کسی رو تجدید دوره نمی کنند مگر اینکه یه شرور به تمام معنا باشه یا غیبتش از 3 روز بیشتر بشه که توصیه می کنم غیبت نکنید ولی تا می تونید جیم بزنید !
* چپ برید میگن تجدید دوره ، راست هم برید میگن تجدید دوره ، پس زیاد به حرفاشون اهمیتی ندید، این هفته های آخر دیگه بچه ها به شوخی می گفتن آقا اعلام کردن هر کسی شورت سازمانی نپوشه تجدید دوره میشه بزودی هم قراره بیان نگاه کنند :)) یا در بحث آنکادر ، واکس اینجور چیزا میگن از نمره انضباط کم می کنیم که اصلا همچین حرفی کشک هست و اهمیتی ندید.
* روزای اول میگن ما به کسی اصلا مرخصی نمیدیم و فکر مرخصی رو از ذهنتون کامل خارج کنید که اینم از دورغ هاشون هست شاید هفته اول ندن اما از هفته دوم حتما میدن.
* اونجا عادت دارن خود فرمانده ها از کاه کوه بسازن و مثلا بگن در رژه هر کی بد بره چه بلایی که بعدا سرش میاریم، ولی بازم آب توی این حرفاشون نیست.
* آقا اصلا اینطور بگم زیادی دروغ میگن به 90% حرف ها فرماندتون گوش ندید چنان رعب و وحشت میدازن توی دلتون که میگید هفته بعدی داغونمون می کنند ! اما می بینید هیچ خبری نیست.
* در بحث آنکادر هم نیازی به استفاده از سوزن نیست منکه با خودم بردم اما استفاده ای نکردم شما در هفته دوم خودتون یاد می گیرد در عرض 5 ثانیه چطور آنکادر کنید.
* یه مورد دیگه بحث غذا اینجور چیزا هست که اصلا نیازی نیست چیزی با خودتون ببرید اونجا اونقدر غذا بهتون میدن که اضافه هم میاد از این مورد نگران نباشید و در مورد دزدی و قلدری که من خیلی زیاد قبل از خدمت شنیدم اصلا همچین خبری به هیچ عنوان نبوده و نیست بلکه یه جو دوستانه حاکم هست. برای ما که اینطور بود.
* سعی کنید توی آموزشی هیچ پست و سَمتی رو مثل ارشد گروهان ، ارشد آمار یا اینجور موارد اصلا قبول نکنید چون بجز دردسر و جر و بحث ، جنگ اعصاب هیچ سودی دیگه نداشته و ندارد.
* دارو حتما و حتما با خودتون ببرید و اگر مریض شدید به فکر بهبودی 100% نباشید چون اونجا اونقدر محیطش آلوده هست فقط حالتون یخورده بهتر میشه منکه خودم از هفته دوم آموزشی سرما خوردم هنوز که هنوزه سینه و گلوم درد می کنه. سعی می کنم لیست داروهایی که من با خودم بردم رو اینجا هم بزارم شاید بعضی از داروها اصلا در طول دوره ازشون استفاده نکنید اما داشتنشون خالی از لطف نیست. بهداری پادگان به اندازه یه دامپزشکی هم حالیش نیست هر کی از بچه ها که مریض میشد حالا هر دردی که داشت میرفت بهش شیاف و استامینوفن میداد !
* در مورد اردو هم هیچ خبری نیست فقط و فقط دروغ و جوسازی بیخود می کنند باور کنید ما اونجا در طول روز بیکار بودیم و از بیکار بودن کلافه شده بودیم. در اردو ما دو بار تاخت یا به قول معروف خشم شب داشتیم یکیشون شب اول ساعت 11 بود ، دومین تاخت هم شب سوم ساعت 12 بود. که میان با آر پی جی و دوشکا شلیک می کنند شما هم باید بپرید توی سنگرهایی که از قبل کندید. اینکه سنگر از قبل کندید فکر نکنید الان باید برید کندن نه اینطور نیست زمین ها از قبل کنده شده و جاشون مشخص شده خاکشون هم نرم هست تنها کار شما خالی کردن خاک هست همین و دو نفری هم انجام میدید پس از این بابت خیالتون راحت باشه.
* تنها و تنها موردی که مربی ها و فرمانده ها از هفته های اول تا زمان اردو مانور میدن پیاده روی برد بلند هست که اونم باید بگم هیچ خبری نیست و فقط میخوان بترسونن نیروها رو همین. همه رو به خط می کنن می برن پیاده روی به مسافت 25 کیلومتر در شرایط سخت که از این قراره ناهار 4 دونه خرما می برید و آب هم فقط قمقمه خودتون رو پر آب می کنید و باید از ساعت 8 صبح تا 4 بعد از ظهر مدیریتش کنید کل گردان ما که حدود 600 نفر بود یکنفر کم نیاورد ، پس هیچ نگران نباشید.
* دمپایی حتما با خودتون ببرید البته بهتون میدن ولی دمپایی نیستن بلکه چوب اسکی میدن ! لباس زیر هم با خودتون ببرید چون زیر پیراهن و شورت هاشون فقط یکبار مصرف هست، کفی هم برای پوتین از قبل خریداری کنید.
* اما بحث دیگه زن گرفتن هست چون بعضی ها فکر می کنن اگر زن بگیرن دیگه الزاما می افتن شهر خودشون ! نه اصلا اینطور نیست و یگان ها براساس نیاز نیرو می گیرن و در درجه اول پارتی ، بعد نیروهای پذیرش شده و بعدش کسانی که زن دارن رو می گیرن. در آموزشی هم تفاوتی بین نیرو متاهل و مجرد نیست، حتی ما یکنفر رو داشتیم توی هفته چهارم آموزشی بچه اش به دنیا اومد بهش مرخصی ندادن ! و به قول حاج آقا اعتمادی آدم باید احمق باشه که اول متاهل میشه بعد میاد خدمت. ” این حرف ایشون هست و من فقط نقل قول کردم جسارتی نشه ”
* در زمان اردو هم همونقدر که قبلا غذا بهتون میدادن میدن پس هول نشید برید یه عالمه خوراکی بگیرد ، ما که یکروز قبل از اردو دوستان لطف کردن و کلا بوفه رو خالی کردن ! تنها روزی که غذا نمیدن همون پیاده روی برد بلند هست که فقط ناهار بهتون 4 تا خرما میدن و گمان نمی کنم کسی مرده باشه برای یه ناهار نخوردن پس هول نکنید.
* گلاب به روتون ، برای دستشویی رفتن هم اگر میخوایین راحت باشین چند دیقه قبل از بیدارباش از خواب بیدار بشید یا اینکه بعد از نماز صبح برید دستشویی که خلوت هست ، ظهر هم بعد از خوردن ناهار برید در شب هم که وقت زیاد دارید.
* در زمانی که رژه دارید پای خودتون رو جو گیر نشید محکم بکوبید زمین پس فردا از درد زانو ، چشم ، بنالید ، بجاش برید جز همون پا طلایی ها آخر صف برا خودتون حال کنید.
* در بحث امتحانات و میدون تیر هم میگن هر کسی امتحان بد داد یا میدون تیر نمره کم اورد چند روز نگه میداریم و بهش آموزش میدیم ما که همچین چیزی رو ندیدیم با اینکه چند تا از دوستان هم در امتحان و میدون تیر افتادن ! امتحانی که میگم در روزای آخر از تمام درس ها بصورت کتبی و چهار گزینه ای می گیرن. منم که اهل درس خوندن نبودم اما به لطف یکی از دوستان قبول شدم با اینکه در سوال آخری مراقب برگه ام رو گرفت و روش خط کشید بعنوان تقلب اما بازم صحیح شد و قبول شدم.
* هر مدرک بسیجی که دارید با خودتون ببرید حتی موردی که فکر می کنید اصلا بدرد نمی خوره حتما ببرید.
* سعی کنید پست های نگهبانی رو تا می تونید بپیچونید ! و بجاش بگیرید راحت بخوابید ، نترسید اگر بفهمن هم کاری باهاتون نمی کنند نهایتا میگن از نمره انضباط کم و دو تا پست اضافه براتون می نویسن اما واقعا ارزشش رو داره.
* به این فکر هم نباشید که میرید و لباس بهتون میدن دوباره برمیگردید ، نه لباس هایی که میدن همه اندازه هستن.
مورد آخر هم این نکته هست : من مخالم که میگن سربازی آدم رو مرد می کنه اما خدا وکیلی بعضی ها هم یخورده از خودشون مردی نشون بدن و روحیه بچگانه رو بزارن کنار ، موقع آموزشی منکه هفته ای یکبار به خونه زنگ میزدم به ندرت هم به دوستان اما خیلی زیاد مواقعی که کنار تلفن بودم شنیدم طرف داشت با تلفن حرف میزدم یعنی ثانیه به ثانیه لحظه هایی که براش اتفاق افتاده بود رو به خانوادش می گفت تازه یه چیزی هم اضافه اش می کرد ، اخه برادر من این حرف ها چی هستن که میگی خیلی زشته بخدا.
* ماژیک ، ناخن گیر بدون چاقو ، قیچی ( میگن غیر مجاز هست ولی با خودتون ببرید ) ، ژیلت ، اسپری ، پلاستیک فریزر وپلاستیک های بزرگتر ، چشم بند خواب ، کش ، قفل ، سعی کنید یه کتاب کوچیکی با خودتون ببرید برای اینکه حوصله اتون سر نره ، مسواک ( بهتون میدن اما بیشتر به برس سیمی شباهت داره ).

توصیه دیگه ای فعلا به ذهنم نمی رسه اگر رسید اضافه می کنم.

درباره سرباز ایرانی

بعد از این همه کشمکش اینور اونور طول دادن دانشگاه بلاخره مجبور شدم به خدمت رفتن تن بدم و هیچ راهی بجز رفتن برام نمونده طبق چیزی که در برگه سبز نوشته تاریخ 1 / 6 / 92 باید اعزام بشم. خیلی رفتم دنبال امریه قول هایی دادن اما خودم بهشون امیدی ندارم ولی دعا می کنم که سر قولشون بمونن و بیفتم شهر خودم تا این دو سال لعنتی از عمر رو بگذرونم بعدش هم ببینم چی میشه . . . . . . . 15 روز قبل از اعزام رفتم کپی برگه سفیدم رو از پلیس +10 گرفتم که خدا رو شکر افتادم نیروی زمینی سپاه و باید در آموزشگاه شهدای کرمانشاه دوران آموزشی رو بگذرونم. دوره آموزشی 193 با تمام خوبی و بدی هاش به پایان رسید برگه های معرفی به یگان رو که دادن خیلی ها ناراحت ، خیلی ها خوشحال و بعضی ها هم بیخیال بودن. منم که خدا رو شکر افتادم شهر خودم و تا 30 / 7 / 92 باید خودم رو به یگان معرفی کنم. بعد از اینکه سر تاریخ مقرر خودم رو به یگان معرفی کردم چند روزی همینطور الکی میومدم پادگان چون کارهای تقسیم توسط نیرو انسانی به سرعت انجام نمیشد و بلاخره بعد از گذشت 4 روز تقسیم ها انجام شد و من رفتم سر رده خدمتی.
این نوشته در نوشته های دوران آموزشی سربازی, نوشته های روزانه ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 پاسخ به توصیه هایی قبل از رفتن به دوره آموزشی خدمت

  1. فرشاد می‌گوید:

    منظورتون از پا طلایی چیه؟ چطوری میشه رژه نرفت.

  2. صادق می‌گوید:

    دمت گرم داداش خدا خیرت بده حرفات خیلی خوب بود

  3. مهدی می‌گوید:

    من در بیگلری مشکین شهر خدمت کردم آموزشی رو…یه چیزایی منم اضافه کنم
    درباره تجدید دوره ما چیزی ندیدیم. برای ما همش درباره لغو مرخصی روضه می خوندند ! بجز یکی دو نفر که سیگار آورده بودند کسی هم لغو مرخصی نشد.
    روز اول که ما رفتیم گفتن برای شما مرخصی پیشبینی نشده که دروغه.
    درباره رژه من خودم پاطلایی بودم و اکثر اوقات بجای رژه منو نگهبان آسایشگاه میزاشتن و حسابی راحت بودم.
    آنکادر خیلی اذیت می کرد و آخرش یاد نگرفتم. ته تهش نگهبانی تنبیهیه.
    غذای مشکین شهر افتضاح بود و مرغ هاش مزه ی کلاغ می داد ولی خب بعضی جاها شنیدم هتله !
    ارشدهای ما که راحت بودن نه نگهبانی می دادن نه رژه می رفتن ولی خب اعصابشون سرویس می شد.
    دارو حتما همه جور ببرید هم برای سرما خوردگی هم دندان درد. چون بهداری اونجا یجوری بود که باید از چند روز قبل اسمتو می دادی به ارشد بهداری که بری تو نوبت ! اینجور نیست که مریض بشی همون روز بری بهداری.
    ما به ماه رمضون خوردیم و اردو و… نرفتیم.
    شورت و لباس زیر حتما ببرید مخصوصا اگه چاق هستید.
    درباره تاهل باید بگم آموزشی ربطی به این چیزا نداره نهایتش یکی دو روز مرخصی شون از مجردا بیشتره.
    امتحانا و میدان تیر هم همش کشکه. من خودم از 100 نمره 40 گرفتم و استوار یکم شدم. (با لیسانس)
    فقط یک نکته: همیشه پیچوندن پست نگهبانی خوب نیست. ما داشتیم بخاطر اینکار طرف بازداشت و لغو مرخصی و یک شب بخواب نگهبانی خورده.

    بازم مرسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.