شامپو

رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت: یه دوبار بپوشی جا باز می‌کنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!!

حالا اینم شده حکایت من رفتم الان شامپو ضد شوره بخرم چون سرم خیلی شوره داره از همه نوع شامپویی استفاده کردم اما هیچکدوم جواب درست درمونی ندادن سری قبل از یه شامپو استفاده کردم خیلی خوب بود رفتم همون داروخونه تازه یادم اومد اسمش رو بلد نیستم و اینم ظاهرا تمام کرده چون تو ویترینش نبود رفتم یه جای دیگه گفتم آقا شامپو ضد شوره میخوام رفت سمت یه ردیف هر چی چشم چشم کردم بازم اون شامپو رو پیدا نکردم فروشنده دو تا شامپو اورد یکی 28 تومن که می گفتم خیلی خوبه یکی دیگه 40 تومن که گفت این عالیه ! گفتم نه هیچکدوم از اینا من یه شامپو با این مشخصات میخوام : جلد شامپو اندازه یه کف دسته، یه برچسب آبی هم روش هست ، و اولش هم T هست دیگه چیزی نمیدونم اونم فهمید و شامپو رو اورد برام 5 تا خریدم ! وقتی که داشتم بهش پول میدادم گفت اینا هم شامپوهای عالی هستن با این مدل هایی که اول بهتون نشون دادم رقابت می کنه !

+ یعنی تا مراسم ریاست جمهوری جدید تمام شد سریع تصویر سایت پرزیدنت تغییر کرد از این عملیات ضربتی و سریع بسیار خوشنود شدیم که اینچنین دولت جدید مسلط به فضای مجازی هست !

درباره سرباز ایرانی

بعد از این همه کشمکش اینور اونور طول دادن دانشگاه بلاخره مجبور شدم به خدمت رفتن تن بدم و هیچ راهی بجز رفتن برام نمونده طبق چیزی که در برگه سبز نوشته تاریخ 1 / 6 / 92 باید اعزام بشم. خیلی رفتم دنبال امریه قول هایی دادن اما خودم بهشون امیدی ندارم ولی دعا می کنم که سر قولشون بمونن و بیفتم شهر خودم تا این دو سال لعنتی از عمر رو بگذرونم بعدش هم ببینم چی میشه . . . . . . . 15 روز قبل از اعزام رفتم کپی برگه سفیدم رو از پلیس +10 گرفتم که خدا رو شکر افتادم نیروی زمینی سپاه و باید در آموزشگاه شهدای کرمانشاه دوران آموزشی رو بگذرونم. دوره آموزشی 193 با تمام خوبی و بدی هاش به پایان رسید برگه های معرفی به یگان رو که دادن خیلی ها ناراحت ، خیلی ها خوشحال و بعضی ها هم بیخیال بودن. منم که خدا رو شکر افتادم شهر خودم و تا 30 / 7 / 92 باید خودم رو به یگان معرفی کنم. بعد از اینکه سر تاریخ مقرر خودم رو به یگان معرفی کردم چند روزی همینطور الکی میومدم پادگان چون کارهای تقسیم توسط نیرو انسانی به سرعت انجام نمیشد و بلاخره بعد از گذشت 4 روز تقسیم ها انجام شد و من رفتم سر رده خدمتی.
این نوشته در نوشته های روزانه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.