قانون کپی رایت

یه زمانی تصمیم گرفتم برنامه با لایسنس قانون خریداری کنم به همین خاطر اولین برنامه ای هم که مورد نظرم بود ” اینترنت دانلود منیجر” یا همون IDM خودمون بود رفتم با مسئول فروشش حرف زدم قیمت رو سوال کردم گفت اون موقعه 35 تومن منم گفتم ولی فلان سایت که 30 تومن می فروشه اونم گفت که مجبور نیستی از ما بخری برو از اون سایت بخر ! اینطور که باهام حرف زد منم ناراحت شدم و تصمیم گرفتم از همین نسخه کرک استفاده کنم تا حساب کار دستشون بیاد. :دی

بعد از اون رفتم برا خرید نرم افزار Acunetix قیمتش رو پرسیدم اونا یه ایمیل فرستادن زمانی که قیمتش رو براورد کردم حدودای 8 میلیون تومان پول برنامه اش بود بعلت اینکه این شرکت رو هم ادب کنم تصمیم به استفاده از نسخه کرک شده گرفتم تا خودشون باشن دیگه گرون فروشی نکنن.

آخرین بار رفتم سراغ آنتی ویروس آویرا که خریداری کنم دیدم خب این آنتی ویروس باید اول نسخه کاملش رو استفاده کنم بعد بخرمش و چون نسخه رایگانش امکانات زیادی نداره، تصمیم به استفاده از نسخه پولی کردم تا اگر خوب بود بعد مدتی بخرمش این آویرا رو هم کرک کردم و یکسالی از نسخه پولی استفاده کردم دیدم بدردم نمی خوره برا همین منصرف شدم از خریدش.

بعد از اینا به فکر ویندوز افتادم تا یه سیستم عامل با لایسنس اصلی خریداری کنم و قیمت ها رو جویا شدم اما بعد از مدتی تغییر جهت دادم به سمت لینوکس که واقعا عالیه فقط تنها عیبی که داشت نسبت به ویندوز به نظرم کم بودن نرم افزارهاش بود البته متاسفانه نشد زیاد با لینوکس کار کنم و تا اومدم توی لینوکس راه بیفتم از آسمان کار و مشکل نازل شد بر من !

درباره سرباز ایرانی

بعد از این همه کشمکش اینور اونور طول دادن دانشگاه بلاخره مجبور شدم به خدمت رفتن تن بدم و هیچ راهی بجز رفتن برام نمونده طبق چیزی که در برگه سبز نوشته تاریخ 1 / 6 / 92 باید اعزام بشم. خیلی رفتم دنبال امریه قول هایی دادن اما خودم بهشون امیدی ندارم ولی دعا می کنم که سر قولشون بمونن و بیفتم شهر خودم تا این دو سال لعنتی از عمر رو بگذرونم بعدش هم ببینم چی میشه . . . . . . . 15 روز قبل از اعزام رفتم کپی برگه سفیدم رو از پلیس +10 گرفتم که خدا رو شکر افتادم نیروی زمینی سپاه و باید در آموزشگاه شهدای کرمانشاه دوران آموزشی رو بگذرونم. دوره آموزشی 193 با تمام خوبی و بدی هاش به پایان رسید برگه های معرفی به یگان رو که دادن خیلی ها ناراحت ، خیلی ها خوشحال و بعضی ها هم بیخیال بودن. منم که خدا رو شکر افتادم شهر خودم و تا 30 / 7 / 92 باید خودم رو به یگان معرفی کنم. بعد از اینکه سر تاریخ مقرر خودم رو به یگان معرفی کردم چند روزی همینطور الکی میومدم پادگان چون کارهای تقسیم توسط نیرو انسانی به سرعت انجام نمیشد و بلاخره بعد از گذشت 4 روز تقسیم ها انجام شد و من رفتم سر رده خدمتی.
این نوشته در نوشته های روزانه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.