بایگانی دسته: قطعه کتاب و داستان

پدران .. فرزندان . نوه ها/پائولو کوئلیو

راهبی در نزدیکی معبد زندگی می کرد . در خانه روبرویش , یک روسپی اقامت داشت ! راهب که می دید مردان زیادی به آن خانه رفت و آمد دارند ,تصمیم گرفت با او صحبت کند . زن را سرزنش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در قطعه کتاب و داستان | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مجازات – استفان لاکنر

سنگین ترین مجازاتی خدایان یونان باستان می توانستند برای سیزیف در نظر بگیرند این بود که تا ابد کار بیهوده ای را انجام دهد. سیزیف محکوم شده بود تا تخته سنگی را از شیب تندی بالا ببرد. مدت ها گذشت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در قطعه کتاب و داستان | دیدگاه‌تان را بنویسید:

ما, همه سهمی از زمین هستیم / سخنان رئیس سیاتله

ایالت واشنگتن که در شمال غربی آمریکا قرار دارد زمانی زادگاه سرخپوستان دوامیش بود. ملتی که خودشان را سهمی از طبیعت میدانستند ، در سال 1855 جهاردهمین رئیس جمهور آمریکا فرانکلین پایرسه به دوامیش ها پیشنهاد فروش سرزمینشان ونقل مکان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در قطعه کتاب و داستان | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شکوفایی یک لبخند: شکوفایی تو!

گاهی آواز یک پرنده تو را متوجه حضور خودت می‌کند. به خودت می‌آیی، لبخند می‌زنی و به پرنده می‌گویی: آوازت را شنیدم و می‌دانم که مرا به زندگی می‌خوانی.  از تو ممنونم. خداست، که در آواز آن پرنده، با تو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, قطعه کتاب و داستان | دیدگاه‌تان را بنویسید:

اکهارت تله – سکون سخن می گوید

بنگر که یک گل چه اندازه حضور دارد، چه اندازه تسلیم زندگی است. نسبت به صداهای ظریف و بی شمار طبیعت هشیار شو، خش خشبرگ ها در باد، ریزش قطره های باران، وزوز حشره ها، نخستینچهچهه پرندگان در صبحگاهان. خود … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در قطعه کتاب و داستان | 3 دیدگاه